خرید بک لینک

و حالا رقص آتش

دور وبلاگی که خودش را سوزاند

خدانگهدار آقای چشم سفید

با احترام: ویچ آئورا

برچسب: نویسنده: آرین عباسی تاريخ: جمعه 30 مهر 1395 ساعت: 7:17

فاخته ای که باخته بود فاخته ای که کودکش را در لانه ی دیگری رها کرده بود نفرین شد و همه جا گفت کو کو کو کو کو کو؟ پ ن : فاخته ها تخم خود را در لانه ی پرندگان دیگر میگذارند .-در راستای پست تخم مرغ مترسک.... تخم مرغ فاخته مثلن با سس شکلات :دی :)) -

برچسب: bb bbb bbbb, نویسنده: آرین عباسی تاريخ: جمعه 30 مهر 1395 ساعت: 7:17

نه گنجشک های بی سینه بند غلامرضا بروسان و نه گاو های لورکا در تخت من جیرجیرکیست که شبها همه را به اشتباه می اندازد پ ن : Billie Holiday-Gloomy Sunday پ ن : قشنگ معلومه دارم شیت بندی میکنم یا یه جور دیگه نشون بدم ؟:دی (ذهنم اینجور موقع ها خیلی خلاق میشه :)) )

برچسب: نویسنده: آرین عباسی تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 17:10

آئورا: یه ربع دیگه بگیر بخواب خودم : نه اینو تموم کنم بعد بخوابم آئورا: باش خودم: جووووون راضی ام ازت دلی . آئورا: انرژی گرفت باز :/ بگیر بخواب خب خودم : نه بزار شیتو تموم کنم :دی آئورا پوکر فیس به خودم نگاه میکنم پ ن : در حال کار است....

برچسب: خودم با خودم آشتی میکنم,خودم با خودم,آهنگ خودم با خودم آشتی میکنم,دانلود خودم با خودم آشتی میکنم,میثم ابراهیمی خودم با خودم,جدال خودم با خودم,خودم با خودم هی بهم میزنم, نویسنده: آرین عباسی تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 17:10

مرغ عشقی که فالم را

برداشته بود

خودش را در قفس

به دار زده است

برچسب: نویسنده: آرین عباسی تاريخ: شنبه 24 مهر 1395 ساعت: 13:37

یک ویس فرستادم برایش : ترانه ببین چطور غرقم تو لجن ترانه تو بیا اینبار منو خط بزن ترانه نعره بکش به حالم بخند نوشت کجایی؟ نوشتم روی کتاب تایم سیور نشستم نوشتم میای امشب پیشم؟ نوشت تنهایی؟ نوشتم آره نوشت : اومدم اومدم خندیدم . ینی درواقع نوشتم که دارم می خندم... نوشت خانم آبی هم هست؟ نوشتم :ای کاش می امد... فقط خودمو خودتیم در را که باز کردم دم در ایستادم دیدم گیتارش پشتشه و چشمانم برق زد دو ضربه به قلبم زدم و به او اشاره کردم او خوب میداند این کار ینی چی منم خوب میدانم از دور نشان دادن دستش در حال مالیدن دو انگشت اشاره به شست ینی چی (ینی نمک رفاقت : )) ) ش

برچسب: نویسنده: آرین عباسی تاريخ: شنبه 24 مهر 1395 ساعت: 0:01

آمدن پاییز زیر سر پاهای ریز تو بود که خلخالی از زر میخواست . . بعد از حوا . تمام دخترانش درختان متحرکی شده اند که دیگر برگی ازشان نمی ریزد پ ن : عکس سلفی است. پ ن : = حس آن نوازنده ی کلاه قهوه ای را خوب می فهمم(باید برقصد تا بتواند بنوازد)once again

برچسب: همه چیز زیر سر من است,همه چیز زیر میکروسکوپ,همه چیز زیر چادر,همه چیز درباره زیره,همه چیز درباره زیرنویس,همه چیز درباره زیردریایی,همه چیز درباره زیرخاکی,همه چیز درباره زیره سبز,تئوری همه چیز زیرنویس,همه چیز در مورد زیر خاکی, نویسنده: آرین عباسی تاريخ: شنبه 24 مهر 1395 ساعت: 0:01

در حال شیت بندی موزیک گوش دادن یک دفعه یک زن پخش بشود یک دفعه وا بروی دستت روی چک نویس برود و از گوش به ذهن و از ذهن به بازو و از بازو به دست و از دست به مداد و از مداد به کاغذ تراوش شود تراوش شود تراوش شود احساست و چشمانت... نقاشی روی چکنویس=من پ ن : یک زن - اراتو پ ن : (... ـ ـ ـ ...)= مورس : sos

برچسب: یک زن وقتی,وقتی یک زن سکوت میکند,وقتی یک زن عاشق میشود,وقتی یک زن دیوانه وار,وقتی یک زن سکوت میکنه,وقتی یک زن سیگار میکشه,رمان یک زن وقتی, نویسنده: آرین عباسی تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 13:53

کوچولوی بدبخت کی تورا آنقدر آزار داده است که پوستت را گذاشتی و رفته ای برای همیشه کوچولوی بدبخت کی تورا انقدر آزار داده است که دیگر نخواستی خودت را در آینه ببینی.. پ ن :عکس = من #سلفی پ ن: Six6teen-An Zan

برچسب: نویسنده: آرین عباسی تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 1:27

آدم ها روح های همدیگر را به قتل میرسانند و به هیچ زندانی نمیروند...باورت نمیشود اوضاع تا اینقدر خراب باشد؟....تصور کن که به قتل رساندن ادم ها ازاد باشد.و در دست هرکس یک اسلحه .چه سرد چه گرم،فرقی نمیکندحالا من این سوال را از تو میپرسم آیا کسی زنده خواهد ماند؟ پ ن : You Didn't Have To-hadi pakzad پ ن : عکس=من

برچسب: نویسنده: آرین عباسی تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 15:07

تو شجاعی تو قدرت انتخاب داری تو کنجکاوی تو در زندگی ات چیزی کم نداری تو در تاریکی نشسته ای و از بالا به زمین و آدم هایش نگاه میکنی فقط نگاه میکنی و تو نه توف می اندازی = زیرا بی اندازه غمگین هستی تو نه دستی تکان میدهی=زیرا بی اندازه غمگین هستی تو حتی انگشت وسطت را هم نشان نمیدهی=زیرا بی اندازه غمگین هستی و من یک سوال دارم ازت دلارام تو آنقدر شجاع هستی که به زندگی ات پایان دهی و دنیای جدیدی را کشف کنی و آزاد از این کالبد شوی یا آنقدر ترسویی که میگذاری فرشته ی مرگ به تو و قدرت انتخابت تجاوز کند؟ پ ن : نقاشی = من پ ن :Hadi Pakzad - Death Angel

برچسب: شعری برای دختر دریا, نویسنده: آرین عباسی تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 15:07

مکان هایی که حالم را خوب میکنند نه کافه های لعنتی پر خاطره اند هرچند که خیلی هایشان بسته شده اند... و نه رستوران های لعنتی تر پرخاطره تر و نه حتی پارک ها و مهمونی های دسته جمعی با آدم های همفاز مکان هاییکه حالم را خوب میکنند با مکان های شما متفاوت است شاید خیلی متفاوت تر گل فروشی...یکی از همان مکان هاست... تمام گلفروش های استان مرا میشناسند... و فقط یک جادوگر میتواند این موقع صبح برود و گل بخرد و فکرکند گل خریدن حالش را خوب میکند اما نه گل و نه هیچ قبرستونی دیگر حالم را خوب نمیکند هیچ چیز خوب نمیشود هیچ چیزخوب نیست و صفر هم برای خودش اینروزها عددی شده است

برچسب: نویسنده: آرین عباسی تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 15:07

آمد درونم نمیخواستمش اما آمد درونم مجبور به همزیستی شدم اینروزها مورس هایش را روی مغز سرم. وحشیانه برایم می فرستد من نمیتوانم. لطفن یک نفرتان به او بگوید که خفه شود بگوید خفه شود بگوید خفه شود بگوید خفه شود . پ ن : نقاشی=من پ ن : Undeeath The Ocean-hadi pakzad

برچسب: نویسنده: آرین عباسی تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 15:07

با ساری گلین* مشکلی ندارم حتی فراری هم نیستم او با من مشکل دارد من از او دوری میکنم حقیقت این است او را وارد شعر هایم نمیکنم چون او از من متنفر است او را وارد نقاشی هایم نمیکنم چون او ازمن متنفر است از او عکسی نمیگیرم چون او از من متنفر است او از من متنفر است و کافیست چشمانم را ببیند تا دمار از روزگار چشمانم در بیاورد من حتی پرده ی اتاقم را کلفت انتخاب کرده ام که نورش به چشمانم نیوفتد حتی رنگ اتاقم هم رنگ مرگ اوست. او عروس زردیست که با من از زمان تولدم مشکل دارد و من یاد گرفته ام جایی که مرا دوست ندارد را ترک کنم ...

برچسب: من چشم از او چگونه,من از او خاطره دارم,او صبر خواهد از من,از او جدا جدا من,با من از او بگو,او راحت از من گذشت,اهنگ من از او خاطره دارم,من چشم از او,من از لبخند او آموختم,من ماندهام مهجور از او, نویسنده: آرین عباسی تاريخ: جمعه 16 مهر 1395 ساعت: 23:29

نه نمیخواهم بازگردم نه به زمین و نه به دنیایی که مرگ را از نسلی به نسل دیگر منتقل میکند اینجا به تن سنگ ها میچسبم تا بفهمم هستم. اینجا دیگر داد نمیزنم We Are Falling We Are Falling We Are Falling و هی میپرم و تورا از سرم میپرانم... photo by me

برچسب: نویسنده: آرین عباسی تاريخ: جمعه 16 مهر 1395 ساعت: 23:29

خال خال خال خال بیا خاله خاله بازی کنیم من خاله کفش دوزک می شوم و تو پروانه ای که با هیچ کلاغ پری از آغوشم نمی پرد...

برچسب: نویسنده: آرین عباسی تاريخ: چهارشنبه 14 مهر 1395 ساعت: 21:33

فکر کرده است زندگی مرا میتواند بگیرد بعد از رقصی عجیب و دقیق -بازی اش گرفته بود- فرشته ی مرگ را میگویم پا روی پا میگذارم و با لبخندی میگویم فراموش کرده ای آخرین بار در تابوتم را چطور با مشت شش اینچی *باز کردهام ؟ . پ ن : عکس سلفی ای است در ساعت پنج عصر. پ ن :Luis Enrique Bacalov The Grand Duel (Parte Prima) *بیل را بکش.

برچسب: نویسنده: آرین عباسی تاريخ: سه شنبه 13 مهر 1395 ساعت: 0:01

زرد را از نارنجی جدا میکنم دل خورشید خون میشود و با آهی سرد اخرین ستاره را خاموش میکنم فقط میماند زیر ماه که خودم او را روشن میکنم... تو آسوده بخواب جادوگر بیداراست و تاصبح عطر به گلهای شب بو میزند پ ن :عکس سلفی است.

برچسب: نویسنده: آرین عباسی تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 20:25

قاطی خواب و کابوس های صبحگاهی توی هوای سرد اتاقت یخ بزنی چایی و یک قطعه کیک توی ظرفی همرنگ بلیزت بگذاری و به اتاقت بازگردی راپید و ماژیک و تخته شاسی را برداری و شروع به نقاشی کنی قاطی نقاشی و کابوسهایت اشک بریزی و بابک صفرنژاد گوش بدهی قاطی نقاشی و کابوس و اینستاگرام با هرشلیک لایک ها در این فضا غرق بشوی قاطی صبحانه و نقاشی و کابوس ها و باران با پاهای عریان و دست های رنگ پریده ی بیرون زده از بلیز مشکی ات در حیات راه بروی و خیالت نباشد که کف پاهایت خراش ببیند... تو این را خوب میدانی که هر روز صبح کابوس ها تورا قاطی صبحانه ی شان میل میکنند پ ن : نقاشی من

برچسب: نویسنده: آرین عباسی تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 9:58

Hadi Pakzad- Extacy

پ ن : نقاشی: کیوکالرمشکی۹۰۰

برچسب: نویسنده: آرین عباسی تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 18:49

قلمت را به قلمم قلمه زده ام دیگر هرچه تو بکشی قرینه اش را من هم میکشم حالا هی رفتن بکش رفتن بکش رفتن بکش فکر کردی زیربار افکار زبر ریز توی سر تو میروم؟ پ ن : عکس سلفیست. پ ن : ای کاش جادوگرها پریودنمیشدند. . پ ن : Dead Can Dance-Anabasis

برچسب: نویسنده: آرین عباسی تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 21:02

دوست لزج من موهای صاف را دوست ندارد. تا چشمانش به من خورد بعد که من را به سبک خودش در اغوشش گرفت و فشرد دست در موهایم کرد و کشیدشان و کشیدشان و کشیدشان درست تا در دم در حمام. چراغ را روشن کرد و سرم را به زیر دوش اب برد. خندیدم و گفتم لعنتی بگذار سلام بگویم بهت بعد دیوانه بازی هایت را شروع کن . دوست لزج من شوخی ندارد. دوست لزج من واقعن از موهای صاف بدش می آید. نیلی : حالا بگو بع بع آئورا: :/ نیلی: چای با پای سیب یا پای من ؟ آئورا: :/ پ ن : این هارا خریده ام. شاید از دید شما سه بوم نقاشیست اما برای من سه بسته مسکن است.

برچسب: نویسنده: آرین عباسی تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 12:12

باران که میبارد تو در راه نیستی من و یک مشت بغض خاک الودِ که در راه ایم در همین راهی که نه شقایق دارد و نه قایق در همین خیابانی که درخت ها از ترس بوق بوق بوق ها پشت تیر چراغ برق ها قایم شده اند. در همین راهی که ... اصلن. راه را بیخیال اینجارا ببین اینجا باران دارد. اینجا ترافیک دارد. اینجا درد بی درمان دارد باران که می بارد اینجا تو که نمی آیی هیچ. کوفت هم نمی آید. پ ن : عکس سلفیی است. پ ن : سه روز است که باران دارد می بارد. سه روز است که باران من را در خیابان خیس میکند.

برچسب: نویسنده: آرین عباسی تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 12:12

پره های پنکه پره های پنکه پره های پنکه سه برادر ناتنی اتاقم اند که باهم می چرخند٫ می رقصند٫ می گردند... پره های پنکه پره های پنکه پره های پنکه پ ن : مدل نقاشی هم جادوگرائورایتان. پ ن : این که چرا اینقدر نقاشی ام شلخته است. بماند...

برچسب: نویسنده: آرین عباسی تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 12:12

هادی پاکزاد رو که یادتونه؟ خودکشی کرد. از هفت خرداد تاحالا که این مسئله رو متوجه شدم. دستم به قلم برای نوشتن اون لعنتی نرفت. من بهش خیلی مدیونم.علاقه مندم.و عاشق تک تک ترانه هاشم. من با تک تک ترانه هاش تصویر سازی کردم من با تک تک ترانه هاش. صداش. شعرهاش. ساعت های بدون باطری اش ساعت ها زندگی کردم. و زندگی کردم و زندگی کردم. به قدری که حسادت شاعر جان رو نسبت به هادی ای که نه تا به حال از نزدیک دیده بودمش و نه صحبت کرده بودم برانگیخته شده بود.اون شاعر و خواننده بعد از مدتها تازه داشت کار های خوبش رو رو میکرد. تازه داشت به یه جاهای خوب میرسید که ....حالا اومدم بگم

برچسب: نویسنده: آرین عباسی تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 12:12

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

برچسب: دلارام هوشمند,دل آرام,دل آرام دارابی,دلارام چت,دلارام خواننده,دل آرامم,دل آرام شکوهی,دل آرام دارابي,دلارام سیر,دل آرام گیرد, نویسنده: آرین عباسی تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 12:12

جادوگری که حوالی شیپراک خود را تاکسیدرمی کرده بود جادوگری که پرندگان روی موهایش لانه می ساختند عشق بازی می کردند تخم می گذاشتند و صبح های زود به پیک نیک می رفتند جادوگری که نگران دود چرخنده بر فراز کارخانه ها بود جادوگری که نام سرخپوستی اش دلارام بود اینروز ها باد که در شاخ و برگ موهایش می پیچد جای نجواهای عاشقانه در گوش باد٬ شاخ می زند.

برچسب: نویسنده: آرین عباسی تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 12:12

سخت است تصور این که الان کجایی یا تا کجای دریا بالا امده ای فقط خواستم بگویم چند کلمه باید ردیف شود تا تو دوباره همان آدم قبل شوی؟ پ ن : بند و بساط را جمع کرده ام و بیرون زده ام. با یک وستای مشکی .اینطور سر خودم را این روز ها شیره میمالم سر خودم را گرم می کنم. سر. به . سر خودم می گذارم. از آن سه بوم. یکیشان تمام شد. یکی اش در حال کار است. یکی دیگر را شروع کرده ام. یک پروژه ی جدید باز است و دو سه شیت از شیت های دانشگاه مانده است. میبینید؟!من می توانم سرم را حسابی گرم کنم و کمتر به دنیای بیرون فکر کنم. کمتر به شاعر. کمتر به تما

برچسب: نویسنده: آرین عباسی تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 12:12

درست وسط اتوبان پیاده ایستاده باشی و هر ماشینی فرش قرمزی از سمت مرگ باشد... پ ن : عکس سلفی است .

برچسب: نویسنده: آرین عباسی تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 12:12

دوستت دارم با همین تن لقت در لباس ها با دهان لقت موهای کوتاه و دستهای من کوتاه از موهای کوتاه تو راحت باش و بشاش به بشاشیت تمام کسانی که مارا٬ما نخواستند. . پ ن : گوش دادنیست. اینجا

برچسب: نویسنده: آرین عباسی تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 12:12

صفحه بندی